تبلیغات
عرفانی ، اسلامی - مباهله، گواه روشن حقانیت اهل‌بیت
دوشنبه 8 آذر 1389

مباهله، گواه روشن حقانیت اهل‌بیت

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :اسلامی ،دانستنیها ،اهل بیت(ع) ،تاریخی ،

«همانا مثل خلقت عیسی از جانب خداوند همانند خلقت آدم ابوالبشر است كه خدا او را از خاك بساخت، سپس بدان خاك گفت بشری به حد كمال باش. هماندم چنان گشت. سخن حق همانست كه از جانب خداوند به تو رسید مبادا كه هیچ‌گاه در آن شك و ریب‌ كنی. پس هر كس با تو در مقام مجادله برآید بعد از آگاهی تو به او بگو بیایید ما و شما فرزندان و زنانمان را بخوانیم و در دعا و التجا به درگاه خدا اصرار كنیم تا دروغگو و كافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم. این داستان به حقیقت سخن حق است و جز آن خدای یكتا خدای نیست و خداست كه بر همه كار توانا و به همه حقایق داناست. (سوره آل‌ عمران، 59-61)

پذیرش ادیان و قبول اندیشه الهی به عنوان آنچه كه آدمی را از سردر گمی‌های پیچ‌درپیچ زندگی می‌رهاند و به سوی آگاهی رهایی بخش رهنمون می‌كند هیچ‌گاه از سوی پیامبران و امامان و نایبان آن‌ها به اجبار نبوده است و انتخاب زندگی در روشنی و سفیدی و یا در وجه مقابل آن تاریكی و ظلمت به انتخاب خود انسان وابسته است. اینگونه است كه مسئولیت تمامی اعمال آدمی و چگونگی حیات آینده را مستقیماً خود فرد مشخص كرده و دورنمای لحظات آینده برای هر كسی از چگونگی رفتارها و ایده آلهایش در زمان حال مشخص می‌‌شود.

در پذیرش عقاید دینی آدمیان هیچ‌گاه به تقلید و پذیرش بدون قید و شرط تشویق نشده بلكه همواره خطاب رسولان الهی به مردم برای اینكه راه و رسم پیشین زندگی‌شان را تغییر دهند و پا در مسیر بهتر و متعالی‌تری بگذارند رجوع به عقل و دلشان است، یعنی دو ابزاری كه صدای بیدار و آگاهی درون صادق انسان به حساب آمده كه اگر ابراز وجودشان محدود به نیازهای گذرای آدمی نگردد می‌توانند حركت آدمی را در جهت درست تا رسیدن به مقصد هدایت كنند كه عبور از دقایق ناپایدار زندگی و رسیدن به نهایتی هر چند اندك برای انسان ارمغان آورنده آرامشی ماندگار است.

با نگاه و تعمق به تاریخ حیات انسان‌ها و نخستین اندیشه‌ورزی‌های ابتدایی‌شان می‌توان به روشنی دریافت كه انسان از زمانی كه چشم به روی جهان گوناگونی‌ها می‌گشاید و سعی می‌كند تا حضور خودش را به اثبات و نیازهای زندگی‌اش را مرتفع كند هیچ‌گاه خودش را تنها و محصور نمی‌داند بلكه به شكلی ذاتی خویشتن را وابسته به نیرویی مافوق تصور همه چیز می‌داند كه بی‌اختیار به او وابسته است و بودنش را در پرتو اشارات نادیدنی او درك می‌كند كه به سوی كمال در حركتی مداوم است و عقل و دل آدمی هم وجود این ذات بی‌منتها را مدام به انسان یادآوری می‌كنند.

با این بیان شاید تصور شود كه عقل و دل آدمی همیشه با هم و در جهت عمق بخشیدن نگاهش به زندگی همسو هستند، اما در گستره اندیشه ورزی و دین‌مداری انسان‌ها نزاع عقل و دل خود حكایت گفتنی دارد و اینكه گاه حقایق به نفع عقل و گاه به سود دل مصادره می‌شوند و در نهایت آنچه در پرده مخفی می‌ماند تشخیص درستی از نادرستی است.

یكی از اموری كه رسولان الهی همواره مردم را به آن دعوت كرده‌اند بیداری عقل و دلشان از خواب غفلت است كه بتوانند در بحبوحه شك و تردیدها حقیقت را تشخیص دهند و از پیمودن راه درست منحرف نگردند. این امر به ویژه در زمان حیات و حضور رسولان الهی در میان مردم اهمیت بیشتری می‌یافت چرا كه جامعه اسلامی در مراحل اولیه شكل‌گیری قرار داشت و دشمنی‌ها هم برای ضربه‌زدن به اركان و مبانی آن بیشتر احساس می‌‌شد.

واقعه مباهله هم در زمانی به وقوع پیوست كه نبی‌اكرم در مدینه به تبلیغ دین اسلام و عرضه آیات الهی می‌پرداختند تا اصول و مبانی دینی را با تلاش‌های مستمرشان بنا نهند كه كامل‌تر از ادیان پیشین می‌خواست سعادت دنیوی و اخروی انسان‌ها را تضمین كند به شرط آنكه مردم با بهره‌گیری از قوه تشخیص عقل و دلشان حقیقت و درستی را تشخیص داده و دستورهای الهی آن را اجرا كنند و نزاع دیرین عقل و دل باعث قربانی شدن حقیقت به پای اهداف ناپایدار زندگی دنیا نگردد كه این امر به درایت و ایمان قاطع و صیقل خورده رسول خدا به مانند بسیاری امور دیگر كه دشمنان اساس دین خدا را مورد شك و تردید قرار می‌دادند متحقق گشت و حقانیت دین الهی و رسول خدا و خاندان پاكش بیش از پیش بر مردم آشكار گشت.

معنای مباهله

مباهله به معنای رهاكردن و قید و بند چیزی را برداشتن است، همان طور كه ابتهال در دعا یعنی تضرع و زاری به درگاه باریتعالی و واگذاری امور به او تا خود هر طور كه صلاح می‌داند به كارها سر و سامان دهد. مفهوم متداول مباهله به معنای نفرین كردن دو نفر به یكدیگر است و اینكه وقتی در بیان حقیقت مسأله‌ای از دین، عقل و استدلال و آیات روشن الهی كارگر نمی‌افتد دو گروهی كه هر كدام نظر خود را دارند در محلی جمع می‌شوند و به درگاه خداوند دعا و تضرع می‌كنند تا خود حقیقت را آشكار و دروغگویان را رسوا سازد و مجازات كند.

اصل ماجرا

در واقعه مباهله هم كه قبلاً در میان عرب سابقه نداشت و با به وقوع پیوستن آن ایمان و صدق دعوت پیامبر(ص) بر همگان آشكار گشت و پیامبر(ص) به وسیله آن خاصان و نزدیكان خود را كه نگاهدارنده دین الهی بودند به مردم شناساند، هیئتی از مسیحیان نجران به اتفاق چند نفر از روسا و بزرگان خود به نمایندگی برای گفتگو به نزد رسول الله آمدند تا درباره دعوت پیامبر(ص) آگاهی یافته و سؤالات خود كه اساسی‌ترین‌شان درباره جایگاه حضرت عیسی بود را با ایشان در میان گذاشته و پاسخی لازم و قانع‌كننده را دریافت كنند، اما وقتی پیامبر(ص) با منطق و استدلال و بیان آیات الهی چگونگی دعوت و رسالت خویش را بر آن‌ها عرضه و دیدگاه صحیح و به حق را درباره ابعاد وجودی حضرت عیسی بر ایشان بیان كرد، مسیحیان نپذیرفته و بدون هیچ دلیل قانع كننده‌ای بر حرف خویش پافشاری كرده و راه لجبازی را در پیش گرفتند.

رسول خدا از آن‌ها خواست تا به مانند خود ایشان فرزندان و زنان و نفوس‌شان را در محلی گرد هم آورند و در آنجا در مقابل همگان از خداوند بخواهند تا حقیقت را روشن نموده و دروغگویان را به عذاب برساند. در روز موعود پیامبر(ص) تنها با اهل‌بیت خود علی (علیه‌السلام) و فاطمه (س) و حسنین بدون اینكه جمعیت را همراه خود كنند در محل مقرر حضور پیدا كردند. مسیحیان كه از پیش قرار گذاشته بودند كه اگر پیامبر(ص) با جمعیتی بزرگ و سر و صدا پا به عرصه مباهله نهادند به هیچ عنوان عقب‌نشینی نكرده و مبارزه كنند وقتی آرامش و قاطعیت رسول خدا كه تنها به همراه اهل‌بیتش به سراغ آن‌ها آمده بود مشاهده كردند مباهله نكردند و راه مصالحه در پیش گرفته و به شرایط ذمه تن در دادند. این‌گونه شد كه پیامبر(ص) به مانند بسیار صحنه‌های دیگر مواجه‌شان با شكاكان پیروز شدند و ثمره آن را برای همیشه برای اسلام و پیروان آن باقی گذاشتند.

مسیحیان نجران از رسول ‌الله چه پرسیدند؟ و پاسخ پیامبر(ص)

مسیحیان نجران با دو پرسش اساسی به نزد پیامبر(ص) آمدند و آن اینكه رسول خدا آن‌ها را به چه چیز دعوت می‌كند؟ و اصرار بر اینكه عیسی (علیه‌السلام) چون از پدری زاده نشده دارای مقام الوهیت و ویژگی‌ فوق بشری و به تعبیر آن‌ها فرزند خداست. رسول ‌الله در پاسخ  مسیحیان آن‌ها را به پرستش خدای یگانه دعوت كرد و اینكه ایشان رسالت دارند مردم را از پرستش بت‌ها بر حذر داشته و به سوی پروردگار عالمیان فراخوانند و اینكه عیسی (علیه‌السلام) هم بنده‌ای از بندگان خداست و حالات بشری داشته و نباید صفت الوهیت و فرزند خدا بودن را برای ایشان قائل شد.

همان گونه كه خداوند در آیه 59 سوره آل عمران صراحتاً به این امر اشاره كرده و هیچ‌گونه شك و تردید را در آن جایز ندانسته و به عنوان مثال در همین آیه به آدم ابوالبشر اشاره شده كه تنها به اراده پروردگار و بدون هیچ پدر و مادری از خاك حیات یافت و اگر این امر دلیل بر الوهیت و مقامی مافوق بشری بود به حتم آدم ابوالبشر بر عیسی (علیه‌السلام) اولی‌تر بود كه هیچ‌گاه این‌گونه نشد و به او مقام الوهیت تعلق نگرفت.

تأثیرات خارجی مباهله

وقتی پیامبر(ص) خدا با توكل به ایمان ناب و استوارشان تنها با چهار نفر از خاصان ونزدیكانشان در مقابل دیدگان همه مباهله را پذیرفتند بیش از پیش حقانیت دین اسلام  در دعوت به پرستش خدای یكتا و دوری از شك و تردید بر همگان به ویژه اعراب و مسیحیان آشكار گشت و همچنین رسول‌الله اهل‌بیت خودش را كه آن‌ها نیز مانند خودشان امانتدار اسرار الهی بودند به طور رسمی به مردم معرفی كردند تا سرآمدان خاندان نبوی و امامت به حق فرزندانشان را به مسلمانان بشارت دهند. آنچه كه تا امروز همچنان به عنوان مستمسك همه دل‌شكستگان و حقیقت‌جویان برای پذیرفته‌شدن در درگاه بنده نواز الهی پاس داشته می‌شود.