تبلیغات
عرفانی ، اسلامی - مطالب هفته سوم مهر 1389
سه شنبه 20 مهر 1389

آیینه رضوى

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :اسلامی ،دانستنیها ،اهل بیت(ع) ،عرفانی ،

برای خواندن این مطلب لطفا کلید کنید


سه شنبه 20 مهر 1389

جلوه‏ هاى هنر در صحن و سراى حضرت (سلام الله علیها)

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :دانستنیها ،اهل بیت(ع) ،

برای خواندن اینجا کلید کنید


سه شنبه 20 مهر 1389

اقامتگاه فاطمه معصومه (سلام الله علیها)

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :دانستنیها ،تاریخی ،

محمد اصغرى‏نژاد


سراى «موسى بن خزرج‏» كه حضرت معصومه (س) چند صباحى در آنجا به سر برد، به مدرسه معروف «ستیه‏» است.

این سرا در محله «میدان میر» وسط شهر قم در یكى از محله‏هاى قدیمى بود و عبادتگاه آن حضرت به نام «بیت النور» در وسط آن، قرار داشت.

موسى بن خزرج پس از رحلت آن بانوى گرانقدر، محراب ایشان را به همان حال باقى گذارد، و دیگر نقاط خانه خویش را نیز به احترام ایشان، مسجد كرد.

اصل محراب فاطمه معصومه (س) كه در نزد عوام به «تنور» مشهور است تاكنون پابرجاست و مردم از قدیم الایام تاكنون براى تیمن و تبرك و خواندن زیارت و دعا بدان جا مى‏روند.

محراب مزبور كه غرفه كوچكى بیش نبوده، تجدید بنا شده و به صورتى زیبا در آمده است.و در كنار آن، مدرسه‏اى براى طلاب علوم دینى ساخته شده كه به «مدرسه ستیه‏» معروف است.
نیز در ضلع غربى و و جنوبى آن، مسجدى بنا گردیده است.

سراى موسى بن خزرج در آن روزگار به هنگام ورود حضرت معصومه (س) در منتهى الیه جنوب غربى شهر قم قرار داشت.
زیرا بر اساس آثارى كه موجود است، شهر قم در آن عصر در شمال شرقى شهر فعلى قرار داشت و به تدریج‏به سمت غرب و جنوب كشیده شد.

البته در حال حاضر محل نامبرده در اواسط قسمت قدیمى شهر به سمت جنوب است.
ناحیه‏اى كه آستانه مقدسه با مدارس و مساجد تابع آن در آنجا قرار دارد، پیش از رحلت‏حضرت معصومه (س)، احتمالا باغ آباد و مصفایى از املاك موسى بن خزرج بود.

چون در آن دوران، متداول و معمول بود كه رؤسا و بزرگان عرب علاوه بر خانه‏هاى مجللى كه داخل شهر داشتند، هر یك به تناسب موقعیت و مقام خویش در باغهاى اختصاصى خود در سواحل رودخانه، كاخ و قصرى مشرف بر آب براى تفریح در ایام بهار و تابستان بنا مى‏نمودند.
 

با توجه به وضعیت محل مذكور و موقعیت متناسب «بابلان‏» همان محلى كه امروزه پیكر مقدس حضرت معصومه (س) قرار دارد.و شخصیت موسى بن خزرج، حدس زده مى‏شود كه كاخ ییلاقى موسى در همان ناحیه قرار داشت.و به طورى كه از قراین برمى‏آید، باغ و كاخ مزبور را موسى فوق العاده دوست مى‏داشت.و به همین جهت آن را نثار مقدم حضرت معصومه نمود و محل دفنش را در آنجا نهاد.

ظاهرا موسى بن خزرج با مشاهده وضع مزاجى نامناسب و وخامت‏حال حضرت معصومه (س) ایشان را به باغ ییلاقى خویش دعوت نمود تا از آن رهگذر از ازدحام مردم در امان بماند.

علت ‏برگزیدن شهر قم بر اساس سخن مشهور: پس از اینكه فاطمه معصومه (س) به شهر ساوه رسید، بیمار شد.
و چون در خود توان رفتن به خراسان را ندید، و یقین پیدا كرد كه دیگر هرگز برادرش امام رضا (ع) را نخواهد دید، تصمیم گرفت‏به قم كه از پیش مى‏دانست در آنجا به لقاى حق خواهد شتافت.

یكى از نویسندگان درباره علت رفتن حضرت معصومه (س) به شهر قم گوید:

«این مجلله در اوائل سال 201 هجرى به مقصد «مرو» از مدینه طیبه بیرون آمده، بین راه در ساوه كه شهرى معظم و مردمش «شافعى مذهب‏» و بسیار هم متعصب بودند.
به شدت مریضه و ناتوان گشته، بواسطه فقدان اصحاب وفاق و وجدان ارباب نفاق و به علت نبودن طبیب معالج و نداشتن پرستار دلسوز و مكان مناسبى براى آسایش خود، مجبور مى‏شود كه از راه مقصد، اندكى منحرف گشته، خود را به شهر قم كه از بلاد مستحدثه شیعیان و مراكز موالى و دوست داران آن خاندان، مى‏دانست‏با آنكه در مسیر او نبود.

و از قرائن، مستفاد مى‏شود كه فاطمه (س) قبل از ركت‏خود از ساوه به طرف قم، رؤساى قم را از مقدم خویش به ساوه، خبردار كرده بود...


معلوم مى‏شود موقعى كه بى‏بى بیمار مى‏شود، به جهاتى كه نگارش یافت، خود را از حركت‏به طرف قم ناچار مى‏دیده، از طرفى هم نمى‏خواسته است كه بدون سابقه دعوت بدان شهر كه از مسیر او دور است، وارد شود.

بنابراین، از ورود خود به ساوه «آل سعد» را آگهى مى‏دهد تا آنان به طلب وى از قم بیرون آیند.»

برخى درباره سبب روى آوردن حضرت معصومه (س) به قم، گویند: بى‏تردید مى‏توان گفت كه آن بانوى بزرگ، روحى ملهم و آینده‏نگر داشت و با توجه به آینده قم و محوریتى كه بعدها براى این سرزمین پیش مى‏آید -محوریتى كه آرامگاه ایشان مركز آن خواهد بود- بدین دیار، روى آورد...
 

این جریان به خوبى روشن مى‏كند كه آن بانوى الهى به آینده اسلام و موقعیت این سرزمین توجه داشته است و خود را با شتاب بدین سرزمین رسانده و محوریت و مركزیت آن را با مدفن خود پایه‏ریزى كرده است.
پرواز سوگمندانه حضرت معصومه (س) هفده روز بیشتر پس از ورود به قم، زنده نماند و سپس دعوت حق را لبیك گفت و به سوى هشت‏برین پرواز كرد.
 

این حادثه به سال 201 هجرى رخ داد.
سلام بر این «بانو» از سپیده خلقت تا قیام قامت


سه شنبه 20 مهر 1389

مقام و منزلت معنوى حضرت معصومه(سلام الله علیها)

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :اهل بیت(ع) ،عرفانی ،

امام جواد(ع) فرمود: «من زار عمتى بقم فله الجنّة»

یعنى: هر كس عمه مرادر شهر قم زیارت كند،بهشت بر او واجب است..


حضرت معصومه(س) بانویى آگاه از حوادث روز و محدثه اى سخنور و معلمه اى توانا بوده است وشاگردان زیر نظر ایشان به تعلیم اصول اسلامى مشغول بوده اند. همچنین كرامات زیادى از ایشان نقل شده است كه نشان مى دهد این بانوى مؤمنه و دریادل از روحى بزرگ و شأنى رفیع در پیشگاه خداوند برخوردار است.

امام صادق(ع) مى گوید: «الا اى قم حرمى...تقبض فیها امرأة من ولدى و اسمها فاطمة بنت موسى یدخل بشفاعتها شیعتى الجنة باجمعهم.»

«اى مردم!شهر قم حرم من است، بانویى از فرزندان من در این شهر در مى گذرد كه نامش فاطمه دختر موسى است و شیعیان در روز قیامت با شفاعت او به بهشت مى روند.»
 

در روایتى دیگر:
 
از امام رضا(ع) آمده است: «من زارها عارفاً بحقها فله الجنة» كسى كه قبر فاطمه دختر موسى بن جعفر را آن گونه كه شایسته اوست زیارت كند، بهشت از آن اوست.

نقل شده است كه آیه: « ان یشإ یذهبكم ایهاالناس و یات باخرین وكان اللّه على ذالك قدیرأ» اى مردم اگر خداوند بخواهد مى تواند شمارا از این دنیاببرد و قومى دیگر راجانشین شماسازد و خداوند بر این كار قادر است» بر پیامبر نازل شد، آن حضرت دست بر شانه سلمان فارسى گذاشت وفرمود: «آنان هموطنان سلمان هستند.»


زهرا خراسانى


همان گونه كه مى دانید،امامان معصوم داراى خواهران دیگرى هم بوده اند، پس چه دلیلى دارد كه در میان همه آنان، حضرت زینب و حضرت معصومه(س)دخت گرانقدر امام موسى بن جعفر(ع)با ابعادى متفاوت،همان ویژگى سفر حضرت زینب را در بر دارد، و در آن مرحله از تاریخ، حضرت معصومه(س)همان رسالتى را به عهده داشت كه حضرت زینب(س) بعد از ماجراى خونین كربلا عهده دار آن شده بود.

زیرا در آن روزگار،ظلم و خفقان دستگاه بنى عباس در همه جا سایه افكنده بود. وحضرت معصومه و برادرش احمدبن موسى و چند تن از خواص دیگر،تنها شخصیت هایى بودند كه از توطئه نظام بنى عباس آگاهى داشتند و عواقب چنین توطئه اى را هم پیش بینى مى كردند.

بدین جهت، حضرت معصومه(س)براى افشاى چنین خیانتى عازم شهرهاى ایران شده و به افشاگرى علیه آنان پرداخت .

در واقع در سال 201 هـ ق. یك سال پس از سفر تبعید گونه حضرت رضا(ع) به «مرو» حضرت فاطمه معصومه(س) همراه عده اى از برادران خود براى دیدار برادر و انجام رسالتى كه بر عهده داشتند تجدید عهد با امام زمان خویش راهى دیار غربت شد.در طول راه به شهر ساوه رسیدند،ولى از آن جا كه در آن زمان عده اى از اهالى از مخالفان اهل بیت بودند، با مأموران حكومتى همراهى نموده و با همراهان حضرت وارد نبرد و جنگ شدند و عده اى از همراهان حضرت در این حادثه غم انگیز به شهادت رسیدند. حضرت در حالى كه از غم و حزن بسیار،بیمار شده بود، با احساس نا امنى در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببرید،زیرا از پدرم شنیدم كه فرمود: «شهر قم مركز شیعیان ماست.»

سپس حضرت به طرف قم حركت نمود.

بزرگان قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند،به استقبال آن حضرت شتافتند. و در حالى كه «موسى بن خزرج » بزرگ خاندان «اشعرى» زمام شتر آن مكرمه را به دوش مى كشید; ایشان در میان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر شد و در منزل شخصى «موسى بن خزرج» اجلال نزول فرمود. آن بزرگوار هفده روز در شهرقم به سر برد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود و واپسین روزهاى عمر پر بركت خویش را با خضوع وخشوع در برابر ذات پاك الهى به پایان رساند.

سرانجام آن همه شوق و شور و شعف از «اجلال نزول كوكب ولایت و توفیق زیارت بانویى از تبار فاطمه اطهر» با افول نجمه آسمان عصمت و طهارت،مبدل به دنیایى از حزن و اندوه شد، و این غروب غم انگیز،عاشقان امامت و ولایت را در سوگ و عزا نشاند.

در خصوص علت بیمارى نابهنگام حضرت و مرگ زودرس آن بزرگوار،گفته شده است كه زنى در شهر ساوه ایشان را مسموم نمود. این مطلب با توجه به درگیرى دشمنان اهل بیت با همراهان حضرت و شهادت عده اى از آن ها در «ساوه» و جو نامساعد آن شهر و حركت نابهنگام آن بزرگوار در حال بیمارى به سوى شهر قم،بعید به نظر نمى رسد.

آرى،آن حضرت كه مى رفت زینب وار با سفر پربركتش سند گویایى بر حقانیت امامت رهبران راستین و افشاگر چهره نفاق و تزویر مأمونى باشد و همانند قهرمان كربلا پیام آور خون سرخ برادرى باشد كه این بار مزدورانه به قتلگاه«بنى عباس» برده مى شد، ناگاه تقدیر الهى بر این قرار گرفت كه مرقد آن بزرگوار حامى خط ولایت و امامت قرار گیرد و براى همیشه تاریخ فریادگر مبارزه با ظلم و بى عدالتى ستم پیشگان دوران و الهام بخش پیروان راستین تشیع علوى در طول قرون و اعصار باشد.

بعد از وفات شفیعه روز جزا كه در دهم ربیع الثانى سال 201 هـ ق در 28 سالگى آن حضرت اتفاق افتاد، ایشان را غسل داده وكفن نمودند و سپس به سوى قبرستان «بابلان» تشییع كردند، ولى به هنگام دفن آن بزرگوار، به دلیل نبودن محرم، «آل سعد» دچار مشكل شدند و سرانجام تصمیم گرفتند كه پیرمردى به نام «قادر» این كار را انجام دهد.

ولى قادر و حتى بزرگان و علماى شیعه قم هم لایق نبودند عهده دار این امر مهم شوند; چرا كه معصومه اهل بیت را باید امام معصوم (ع) به خاك سپارد.

مردم منتظر آمدن «آن پیرمرد صالح» بودند كه ناگهان دو سوار را دیدند كه از جانب ریگزار به سوى آنان مى آیند.وقتى نزدیك جنازه رسیدند، پیاده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاك ریحانه رسول خدا را در داخل سردابى «كه از قبل آماده شده بود» دفن كردند و بدون این كه با كسى تكلم نمایند،سوار شده و رفتند و كسى هم آن ها را نشناخت.

به قول یكى از بزرگان، هیچ بعید نیست كه این دو بزرگوار، امامان معصومى باشند كه براى این مهم به قم آمدند.

پس از به پایان رسیدن مراسم دفن، موسى بن خزرج سایبانى از حصیر و بوریا بر قبر شریف آن بزرگوار بر افراشت و این سایبان بر قرار بود تا زمانى كه حضرت زینب،دختر امام جواد(ع)، وارد قم شد و قبه اى آجرى بر آن مرقد مطهر بنا كرد.

و بدین سان تربت پاك آن بانوى بزرگ اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهل بیت(ع) و دارالشفاى دلسوختگان عاشق ولایت و امامت شد.


سه شنبه 20 مهر 1389

حضرت معصومه ; زینب ثانى

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :اسلامی ،دانستنیها ،عقیدتی ،

تاریخ گویاى این حقیقت تلخ است كه حكومت بنى امیه و بنى عباس،هر دو از دشمنان قسم خورده نبوت و ولایت بودند و این كینه توزى با اسلام ناب را با جنایات مختلفى نشان مى دادند;با این تفاوت كه این نظام جبار بنى امیه به شكلى علنى،شمشیر برهنه اى شده بود و قلوب خاندان ولایت را مى شكافت و در نشان دادن این جنایات آن چنان اصرار مىورزید كه دیگر حتى پدر،جرأت نداشت به فرزند خود بگوید كه از نسل اولاد على(ع) است.

اما شیوه حكومت بنى عباس،ظاهرى آرام و باطنى كینه توز وخصمانه داشت و بعضى اوقات مردم نیز تحت تأثیر این گونه رفتارهاى منافقانه قرار مى گرفتند.

مردم ایران درآن روزگار علاقه وافرى به خاندان ولایت و اهل بیت داشتند و حتى با وجود حاكمیت استبداد عباسى در قلمرو اسلامى، از ابراز علاقه خود به آنان خوددارى نمى كردند. در این میان عده اى بر این باورند كه این علاقه به دلیل ازدواج امام حسین(ع) با دختر یزدگرد سوم است، اما شواهد تاریخى نشان مى دهند كه این علاقه ریشه الهى دارد.

نقل شده است زمانى كه آیه: «ان یشاء یذهبكم ایها الناس و یات باخرین و كان الله على ذالك قدیرأ»

اى مردم اگر خداوند بخواهد مى تواند شما را از این دنیا ببرد و قومى دیگر را جانشین شما سازد و خداوند بر این كار قادر است» بر پیامبر نازل شد،آن حضرت دست بر شانه سلمان فارسى گذاشت و فرمود: «آنان هموطنان سلمان هستند.»

در حقیقت پیامبر اسلام با این سخن،آینده ملت ایران را پیش بینى نمود و وظیفه خطیر آنان را گوشزد كرد.

دلیل دیگر علاقه ایرانیان به اهل بیت،عدالت خواهى فطرى ایرانى ها و بى عدالتى پادشاهان فاسد و خودسراین كشور بوده است; همان حكام جبارى كه قرآن از آنان به نام مترف و مستكبر یاد مى كند. به طور كلى علت اصلى علاقه ایرانیان به خاندان امامت،فطرت عدالت خواهى آنان و عادل بودن ائمه اطهار بوده است.

البته علاقه اى كه ریشه هزار ساله دارد،به دور از عوامل سطحى و زودگذر است. حكومت بنى عباس نیز از وجود این علاقه با خبر بود و مى دانست كه خبر اسارت امام موسى بن جعفر(ع) خشم مردم ایران را علیه حاكمان جبار بنى امیه و بنى عباس بر انگیخته و امكان دارد كه ایرانیان دست به قیامى همه جانبه بزنند و حكومت بنى عباس را سرنگون كنند. از این رو،در پى چاره جویى برآمدند و از آن جا كه با رشادت هاى ملت ایران آشنا بودند،شمشیر را چاره كار ندانستند و نقشه ولایتعهدى(اجبارى) امام على بن موسى الرضا(ع) را مطرح كردند.

با این ترفند موذیانه , هم خطر قیام مردم ایران را از میان بردند و هم امام هشتم را تحت نظر گرفته و رابطه مردم با ایشان را قطع نمودند.به این ترتیب دسترسى به امام هشتم(ع) بسیار مشكل و حتى غیر ممكن شد و مردم مجبور بودنداز طریق عوامل حكومتى خبرهاى مربوط به ائمه را دریافت نمایند.
 


سه شنبه 20 مهر 1389

كریمه اهل بیت (علیهما السلام) شفیعه روز جزاء

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :اسلامی ،اهل بیت(ع) ،عرفانی ،عقیدتی ،

اول ذیقعده سال 173 هجرى بود كه عالم به وجود فاطمه اى دیگر از گلشن رسالت جلوه گر شد، تا عصمت فاطمه زهرا(س)را دوباره تجلى سازدو با فروغ خود،اسوه بانوان جهان گردد.

حضرت فاطمه معصومه(س) دخت هفتمین امام،از زمره زنان عفیف و پاكدامنى است كه در راه امامت و ولایت رنج هاى طاقت فرسایى كشید،غصه ها خورد،سختى ها و مشكلات سفر را تحمل كرد و همچون یعقوب به اشتیاق و امید دیدار یوسف شتافت.

امام صادق(ع)پیش از ولادت كریمه آل محمد(ص) فرمود: خدا را حرمى است و آن مكه است،امیرمؤمنان را حرمى است و آن كوفه است،و ما اهل بیت را حرمى است وآن قم است.بزودى بانویى به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود كه هر كس به زیارتش بشتابد،بهشت بر او واجب مى گردد.

به راستى او فاطمه است تا على را یارى كند،زینب است تا رسالت عاشورا را بر دوش كشد و معصومه خواهر امام رضا(ع) است تا با هجرت برادر از مدینه به خراسان،رسالت فاطمه بودن را بر دوش احساس كند و سرو بلند باغ محمد(ص) ،على بن موسى الرضا(ع) را یاور باشد.

سال 201هجرى او با رسول خدا و ایمه بقیع وداع مى كند،آن گونه كه برادر بزرگوارش یك سال پیش از او وداع كرده بود. این بار اوست كه كاروان شوق را برپا مى دارد.همراه برادران و برادرزادگان رو به سوى كوى حضرت دوست پا مى نهد.

چشمان كاروانیان اشك ریزان است، اشك فراق و اشك شوق و تنها دیدار برادر،سنگینى فراق را جبران مى كند و لحظه ها در تب دیدار برادر مى گذرد تا به یوسف آل رسول، آفتاب خطه طوس برسد; اما افسوس كه حرامیان بنى عباس،شهر ساوه را مناسب مقاصد شوم خود مى یابند و با حمله به كاروان آل رسول،23 تن از همراهان را به شهادت مى رسانند.اینك فاطمه،رسالت زینب را بر دوش مى كشد، غم شهیدان، جانكاه و طاقت فرساست. او كه عمرش با فراق و هجران پدر بزرگوارش امام موسى كاظم(ع)و سپس با دورى از برادر بزرگوارش در دنیایى از غم و اندوه سپرى شد،اینك با ستم بنى عباس بیمار مى شود و بنا به قولى مسموم مى گردد.

آنچه مسلم است،حضرت پس از بیمارى مى پرسند تا قم چه مقدار مسافت است. مى گویند ده فرسخ،مى فرماید:مرا به قم برسانید.

كاروان رو به قم مى نهد. در23 ربیع الاول مردم به استقبال مى آیند تا كریمه اهل بیت را به شهر خویش برند و از میان مردم موسى بن خزرج حضرت را در منزل خود سكنا مى دهد كمر به خدمت او مى بندد،لیكن آن بانوى مكرمه بیش از هفده روز در قم افامت نمى كند و در دهم ربیع الثانى سال 201 هجرى روح ملكوتى اش به لقای رب مى شتابد.

خبر رحلت جانسوز حضرتش شهر شیعه را فرا مى گیرد، مردمان دسته دسته به تشییع جنازه او حاضر مى شوند.موسى بن خزرج دستور غسل و دفن حضرت را مى دهد و از حصیر و بوریا سقفى بر روى قبر مطهرش قرار مى دهد تا این كه زینب دختر حضرت جوادالائمه بر روى آن قبله دل ها،قبه اى نهاد،تا حرم مطهر آن حضرت بارگاه دلدادگان آل رسول گردد و عاشقان ولایت همه روزه پروانه وار بر گرد ضریح مقدسش به طواف آیند.

درباره گوهر وجودى والاى او همین بس كه در زیارت مأثوره آن حضرت او را دختر امام، خواهر امام،عمه ولى خدا مى خوانیم و در زیارت نامه اش مى خوانیم كه:«اى فاطمه! مرا در بهشت شفاعت كن كه همانا در نزد خدا براى تو منزلتى است بس والا.» و این فراز از زیارت گویاى شأن و منزلت او در نزد خداست.در فضیلت زیارت او سعدبن سعد مى گوید:از امام رضا(ع) در مورد فاطمه دختر امام موسى كاظم پرسیدم،فرمودند:«كسى كه او را زیارت كند،بهشت جاى اوست» .
واز حضرت جوادالائمه(ع)روایت است كه فرمود: «هر كس عمه مرا در قم زیارت كند،بهشت جایگاه اوست» .


از پربارى حیات 28 ساله حضرت معصومه(س)و اقامت هفده روزه اش در قم همین بس كه به رغم مناسب نبودن موقعیت جغرافیایى این شهر، حوزه علمیه قم بقاى جاودانه یافت و هزاران فرهیخته و دانش پژوه از این مركز علم فارغ التحصیل شدند. بركت وجود عالمه آل رسول،حوزه علمیه قم را مركزیت داده و با پرتو افشانى خویش آن را به مدینه فاضله اسلامى تبدیل نموده است.


محمد خامه یار


اشرف آشورى


طى سالها تحقیق، كتابها و مقاله‏هاى متنوعى پیرامون زندگى‏حضرت فاطمه معصومه(س) نگارش یافته است; اما عموم این نوشته‏ها برگرفته ازمطالبى است كه به طور صریح در متون تاریخى و انساب ثبت‏شده است.
این نوع‏استفاده از منابع موجب شده تا یافته‏هاى نویسندگان غالبا پیرامون سه محور ثابت(زمان تولد، سفر به قم و رحلت) متمركز شود.
به این دلیل گاه به برخى كتب‏پیرامون زندگى این بانوى بزرگوار برمى‏خوریم كه از صدها صفحه تنها صفحات انگشت‏شمارى به بیان زندگى وى اختصاص یافته است و نویسندگان به ناچار مباحث مربوط به‏قم، كرامتها و ... را بر مطالب خود افزوده‏اند.

حال آنكه به نظر مى‏رسد بارویكرد مجدد به موضوعات پیرامونى مى‏توان گستره تحقیق درباره زندگى فاطمه‏معصومه(س) را وسیع‏تر كرد و دورنمایى هر چند ضعیف از شخصیت اخلاقى، تربیتى وعلمى وى فرا روى زائران این بانوى بزرگوار قرار داد.
وسعت اطلاعاتى كه بتواند در ترسیم این دورنما ما را یارى كند، زمانى نمودمى‏یابد كه بدانیم غالب وقایع زندگى به دلیل وضوح و روز مره بودن مورد توجه‏قرار نگرفته و ثبت نشده‏اند.
از این جمله‏اند: آداب تولد، خواندن اذان و اقامه، مراسم نامگذارى، تعلیم و تعلم، رفت و آمد به نزد پدر و برخوردهاى روزانه، حضوردر متن حوادث روزگار، ارتباط با برادران و خواهران، آداب معاشرت، حضور در جمع‏زنان و محافل علمى خصوصا كه خانه‏هاى اهل بیت همواره محل رجوع نیازمندان از هرقسم (فكرى، علمى، مالى و حتى سیاسى) بود كه بر طرف كردن آن نیازها دیگر اعضاى‏خاندان را نیز خواسته یا ناخواسته در متن حوادث قرار مى‏داد.

بویژه كه اغلب‏نیازهاى طرح شده توسط زنان به وسیله بانوان پاسخ داده مى‏شد.
بنابراین با استفاده از روایات پیرامون عصر موسوى و رضوى مى‏توان از زندگى‏پدر، مادر، خواهران، برادرها و نقش وقایع در زندگى و افكار وى و ... سخن‏گفت.
مقاله حاضر بر این اساس و همین نوع اطلاعات به زوایاى ناگفته زندگى بانوى‏دو سرا مى‏پردازد.

بانوى برتر فاطمه معصومه(س) از جهت‏شخصیت فردى و كمالات روحى در بین فرزندان‏موسى بن جعفر(ع) بعد از برادرش، على بن موسى الرضا(ع) در والاترین رتبه جاى‏دارد.
این در حالى است كه بنا بر مستندات رجالى فرزندان دختر امام كاظم(ع) حداقل هجده تن بوده‏اند و فاطمه در بین این همه بانوى مكرمه سرآمد بوده است.

حاج شیخ عباس قمى آنگاه كه از دختران موسى بن جعفر(ع) سخن مى‏گوید، درباره‏فاطمه معصومه(س) مى‏نویسد: «بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله‏معظمه; فاطمه بنت امام موسى(ع) معروف به حضرت معصومه است‏».

اما شیخ محمد تقى تسترى در «قاموس الرجال‏» پا را فراتر مى‏نهد و فضیلت وى رانه تنها در بین دختران; بلكه پسران حضرت غیر از امام رضا(ع) بى‏نظیر مى‏داند ومى‏نویسد: «در میان فرزندان امام كاظم(ع) با آن همه كثرتشان، بعد از امام‏رضا(ع)، كسى هم‏شاءن حضرت معصومه(س) نیست‏».

بى‏گمان این نحوه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسى بن جعفر(ع) بربرداشتهایى استوار است كه از متن روایات وارده از ائمه: به دست آمده است;روایاتى كه مقامهایى را براى فاطمه معصومه(س) برشمرده‏اند مقامى كه نظیر آن رابراى دیگر برادران و خواهران وى ذكر نكرده‏اند و به این ترتیب نام فاطمه‏معصومه(س) را در شمار زنان برتر جهان قرار داده‏اند.

از این روى لزوم تحقیق وتشریح پیرامون مراحل تربیت و مقامهاى معنوى و كمالات اخلاقى در حد ممكن دو چندان‏مى‏شود.
دوران قبل از تولد (نقش مادر در شكل‏دهى به شخصیت فرزند) بدیهى است تاثیرشخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمى‏توان انكار كرد.
این ویژگى دروجود فاطمه معصومه(س) نیز بروز یافت.

او از هر دو طرف (پدر و مادر) فضایلى رابه ارث برد كه تنها برادرش; على بن موسى الرضا(ع) آنها را به صورت كامل در خودجمع كرده بود و به نظر مى‏رسد بتوان سر برترى شخصیت والاى فاطمه معصومه(س) بردیگر فرزندان حضرت موسى بن‏جعفر(ع) را در همین نكته یافت كه فاطمه معصومه(س) مانند برادرش از هر دو طرف پدر و مادر پاكیزه‏ترین خصال و ویژگیها را به ارث‏برد.

البته بانوان پاكیزه دیگرى نیز كه افتخار همسرى موسى بن جعفر(ع) رایافتند، به فراخور حال خود قابل ستایشند; زیرا در شرایطى به خاندان امام‏كاظم(ع) پیوستند كه وابستگى به این خاندان پیامدهاى احتمالى وخیمى را در پى‏داشت و علاوه بر فشارهاى اجتماعى و سیاسى، فقر اقتصادى عادى‏ترى روش حاكمان زمان‏علیه امام كاظم(ع) و خاندان پرشمارش بود.
با این همه گویى «نجمه‏» ستاره زیباى بانوان موسى بن جعفر است كه به سان‏پرفروغترین ستاره‏ها مى‏درخشد و به راستى كه تمام فروغش را به دو پاكیزه‏گوهرش، على بن موسى الرضا(ع) و فاطمه معصومه(س) منتقل كرد.

مطالعه سیره ائمه گواهى مى‏دهد كه طهارت و پاكى مادر شرط اساسى براى گزینش‏مادران امامان بوده است و سعادتى كه نصیب فاطمه معصومه(س) شد این بود كه‏مادرش، مادر على بن موسى الرضا(ع) نیز بود.لذا از هر نوع آلودگى در هراندازه‏اش به دور ماند.

البته این به معناى تاثیر نداشتن تلاش و كوشش و تقواى‏الهى در وجود فاطمه معصومه(س) نیست، بلكه علاوه بر همه شایستگى‏هاى فردى كه دروجود خویش به وجود آورده بود، از این عوامل نیز به عنوان مكمل و پشتوانه ترقى‏و تكامل معنوى، اخلاقى و علمى سود مى‏برد.

به نظر مى‏رسد براى پى بردن به نقش نجمه خاتون در تربیت فاطمه معصومه(س) كافى‏است‏به شیوه انتخاب همسر از سوى امامان خصوصا امیرمومنان(ع) توجه كنیم; كه‏به برادرش عقیل فرمود: «انظر الى امراءه قدرتها الفحوله من العرب لاتزوجهافتلد لى غلاما فارسا.فقال له تزوج بام البنین الكلابیه، فانه لیس فى العرب اشجع من آبائها».
برایم زنى از بانوان شجاع عرب انتخاب كن كه فرزندى دلیر به دنیا آورد.در جواب گفت‏با ام‏البنین كلابیه ازدواج كن كه در عرب شجاعتر از پدرانش نیست.
حاصل این ازدواج تولد چهار فرزند به سان شیر در شجاعت‏بود كه تا لحظه آخركنار امام حسین بن على علیهما السلام ماندند و جان خویش را نثار نمودند.

مادر فاطمه معصومه(س) نیز در روزگار خود بهترین زنان بود.از همین روى و براساس رویاى صادقانه‏اى كه حمیده مادر امام كاظم(ع) دیده بود، نجمه را به عقدامام كاظم در آورد.
حمیده خود بارها به امام كاظم(ع) درباره نجمه سفارش مى‏كرد و مى‏گفت: پسرم! نجمه بانویى است كه هرگز بهتر از او ندیده‏ام.این چنین شخصیتى قابلیت داشت، بذر آسمانى را در جان پاكش پرورش دهد.

چه گاه‏بذرهاى مردان صالح در مزبله‏هاى زنان ناشایست رشد مى‏یابند و دنیایى را بااعمال ننگین خویش به تباهى مى‏كشانند، اما جان پاك نجمه، بیست و پنج‏سال قبل‏امام رضا(ع) را با شرایط ویژه‏اى كه طبیعتا مى‏توانست آثار خود را در تولدفاطمه(س) نیز بر جاى گذارد، به دنیا آورده بود.

نجمه از تولد رضا(ع) اینگونه یاد مى‏كرد: وقتى به فرزندم رضا(ع) حامله شدم،سنگینى حمل را احساس نمى‏كردم.هر وقت مى‏خوابیدم، صداى تسبیح و تهلیل و تحمیداز درون رحم به گوشم مى‏رسید.از شنیدن صدا بیمناك مى‏شدم، بطورى كه از خواب‏مى‏پریدم، اما تا بیدار مى‏شدم، دیگر آن صدا را نمى‏شنیدم.
وقتى متولد شد،دستهایش را بر زمین گذاشت، سر به سوى آسمان برداشت و لبهایش را تكان داد.
همسرم، موسى كاظم(ع) وقتى وارد شد فرمود: اى نجمه كرامت پروردگارت گوارایت‏باد.

نكته جالب اینكه بعد از تولد رضا(ع) به نجمه خاتون لقب طاهره دادند كه بى‏شك‏براى مولود بعدى یعنى معصومه(س) مى‏توانست موثر باشد.

نطفه این روایت‏به آسمانى بودن انعقاد ائمه اشاره دارد كه آسمانى بودن جایگاه‏پاك را نیز مى‏طلبد، تا در دوران قبل از تولد علاوه بر خصلتهاى كامل پدر،خصوصیات پاك مادرى را نیز به وى منتقل كند و لذا ادعاى گزافى نیست كه بگوییم‏اگر على بن موسى الرضا(ع) آینه تمام نماى امام كاظم(ع) بود، فاطمه معصومه(س) نیز جلوه‏اى تام و كامل از سیماى پرفروغ مادرش نجمه است.

پاسخ به یك شبهه مرورى بر روایات نشان مى‏دهد كه هنگام ورود مادران ائمه كه‏غالبا از كشورهاى غیر اسلامى بودند، ذهنیتى وجود داشت مبنى بر اینكه چنین‏زنانى كه سالها در دیار كفر بوده‏اند و جانشان با آیین كفر سیراب شده است،چگونه مى‏توانند قابلیت پرورش كودكانى را داشته باشند كه نماینده آیین پاك‏تشیع‏اند!! البته هر یك از ائمه به مناسبتى به این پرسشهاى ناگفته پاسخ‏گفته‏اند.

على(ع) درباره شهربانو فرمود: یا اباعبدالله لتلدن لك منها خیر اهل‏الارض.اى اباعبدالله براى تو از این زن بهترین اهل زمین متولد مى‏شود.وبر اساس رویاى صادقه مژده ازدواج شهربانو را از پیامبر دریافت كرد.

امام صادق(ع) درباره حمیده فرمود: حمیده مصفاه من الادناس لسبیله الذهب.مازالت الاملاك تحرسها حتى ادیت الى كرامه من الله لى و الحجه من بعدى.حمیده مانند شمش طلاى خالص از ناپاكى‏ها و ناخالصى‏ها پاك است‏به خاطر كرامتى‏كه خدا نسبت‏به من و حجت پس از من عنایت فرمود.فرشتگان او را همواره نگهدارى كردند تا به من رسید.

رسول خدا(ص) در باره مادر امام جواد(ع) فرمود: «بابى ابن خیره الاماءالنوبیه الطیبه.» پدرم به فداى پسر برترین كنیزان كه از اهالى نوبه و پاك‏سرشت است.در روایت اخیر صریحا فرزند به مادر نسبت داده شده است كه بر صدق‏ادعاى ما گواهى مى‏دهد.

امام رضا(ع) درباره‏اش فرمود: «قد خلقت طاهره مطهره.» مادر این پسر پاكیزه‏آفریده شده است.

امام جواد درباره سمانه فرمود: «ان اسمها سمانه وانها امه عارفه بحقى و هى من الجنه لا یقربها الشیطان ماردولاینالها كید جبار عنید و هى كانت‏بعین الله التى لاتنام ولاتخلف عن امهات‏الصدیقین والصالحین.» نامش سمانه و بانویى است كه حق مرا مى‏شناسد.از بانوان‏بهشت است.شیطان سركش به او نزدیك نمى‏شود و نیرنگ طاغوت كینه‏توز در او نفوذ نمى‏كند.همواره مورد لطف و مراقبت چشم بیدار خدا و از مادران صدیقان و صالحان چیزى‏كم ندارد.

امام هادى(ع) درباره «سلیل‏» فرمود: «سلیل، مسلول من الافات والعاهات والارجاس و الادناس.» سلیل از هر آفت و نقص‏و پلیدى و ناپاكى بیرون كشیده شده است.نرجس مادر امام زمان(عج) كه اسلام را در عالم رویا پذیرفت و امام هادى(ع) بازفرزند را به او نسبت داد و فرمود: مژده باد تو را به فرزندى كه سراسر جهان‏را با نور حكمتش پر از عدل و داد كند ... این طیف از روایات به صراحت نشان مى‏دهد كه ائمه طاهرین چنین سوال طرح شده‏اى‏را پاسخ گفته‏اند.

حمیده نیز چنین ذهنیتى را جواب داد و فرمود: هرگز بانویى بهتر از او (نجمه)ندیده‏ام.البته در مقام اثبات نیز چنین اتفاقى بعدها روى داد و برخى محققان همین شبهات‏را درباره مادر امام زین‏العابدین(ع) مطرح كردند و حتى با توجه به شبهه اصل‏ازدواج امام حسین(ع) با شهربانو را رد كردند.غافل از اینكه در صورت صحت ادعاى‏آنان باید صحت ازدواج مادران غالب ائمه از جمله امام زمان را انكار كرد.

به هر حال قبل از دوران تولد شخصیت نجمه كه از تولد امام رضا(ع) تا تولدمعصومه(س) بیست و پنج‏سال به درازا كشید، توانست آثار عمیق خود را در فاطمه‏معصومه(س) بر جاى گذارد و او را در بین دختران و حتى تمام پسران غیر از على بن‏موسى‏الرضا(ع) سرآمد كند.

بعد از تولد اعمالى كه عموم بانوان اهل بیت: هنگام تولد و پس از آن براى‏كودكانشان انجام مى‏دادند، برگرفته از توصیه‏هاى آسمانى همسرانشان بود كه‏نمایندگان امین الهى در زمین به شمار مى‏رفتند.

از این روى آنچه انجام مى‏دادند،به عنوان سیره عملى مى‏تواند بخشى از حیات دیگر فرزندان را كه در هاله‏اى ازبى‏خبرى و فراموشى قرار گرفته‏اند، روشن سازد.این اعمال كه از لحظه تولد آغازمى‏گشت، بارها توسط معصومین(ع) بیان شده‏اند اما از دوران هر یك تنها مواردى خاص‏نقل شده است.

درباره نجمه كه چگونه دو فرزندش را پرورش داد، نیز اخبارى بر جاى‏مانده است كه البته با توجه به خفقان حاكم بدیهى است در حداقل ممكن باشد.
امابا این فرض كه شخصیت، معنویت و تقواى نجمه خاتون در طول این مدت ثابت و استواربود، مى‏توان اعمال و سیره وى را هنگام تولد امام رضا(ع) نسبت‏به خواهرش نیزگسترش داد.
از جمله صفات پسندیده‏اى كه نجمه همواره به آن متخلق بود، عبادت ومناجات با پروردگار است.وى آنچنان به عبادت عشق مى‏ورزید كه حتى مهر فرزند نیزنمى‏توانست از عبادت بازش دارد.در آن ایام كه به فرزندش شیر مى‏داد، روزى به بستگانش گفت: دایه‏اى بیابید كه‏مرا در شیر دادن یارى كند.

زنان از این خواهش شگفت‏زده شدند و پرسیدند آیا شیرت كم شده است؟ پاسخ شنیدندكه:«لا اكذب والله ما نقص الدر ولكن على ورد من صلاتى وتسبیحى و قد نقص منذ ولدت.» به خدا سوگند كه دروغ نمى‏گویم; ولى ذكرهایى در نماز و تسبیح داشتم كه اززمان تولد فرزندم از آنها كم شده است.

چنین رفتارها و اعمالى مى‏توانست پاكیزه‏ترین و بهترین تاثیر را در فرزند برجاى گذارد; چه كودكى كه جانش به همراه قطره قطره شیر مادر با اذكار الهى‏سیراب مى‏شود، به والاترین جایگاه معنوى دست‏خواهد یافت.

مقامهاى حضرت معصومه(س) كودكى كه اینچنین مراحل تكامل را پیمود، آینده‏اى‏درخشان نیز داشت.فاطمه(س) با تكیه بر چنین پشتوانه‏اى توانست‏به مراحل عالى علم و معرفت دست‏یابد و به یگانه دوران خویش مبدل شود.در این بخش تنها به یكى از مراتب كمالى كه معصومه(س) به آنها دست‏یافت، اشاره‏مى‏كنیم و كمالات دیگر وى را به بخش دوم مقاله حاضر ارجاع مى‏دهیم.

1- عالمه با گذشت ایام، فاطمه معصومه(س) نیز دوران خردسالى را پشت‏سر گذاشت.در این سالها محل رشد فاطمه معصومه(س) خاندانى بود كه او را با دریایى ازعلم و معرفت روبرو ساخت.

پدر، مادر و برادر كه هنگام تولد فاطمه معصومه(س)، جوانى 25 ساله بود، هر سه‏دست‏به دست هم داده، محیط تربیتى وى را به مكانى بهشتى مبدل كردند.
خبرى در برخى كتب نقل شده است كه به خوبى نشان مى‏دهد، فاطمه معصومه(س) زیرنظر خانواده در كوتاهترین مدت ممكن مسیر رشد در علوم را نیز پیمود و ازكمالات روحى و معنوى بهره‏هاى فراوانى از پدر، مادر و برادر برد.

از این روى دردوران كودكى به راحتى مى‏توانست جوابگوى سوالهاى فقهى و دینى مردم باشد و همین‏امر كه نجمه فرزندش معصومه(س) را همانند امام رضا(ع) پرورش داده است و هر آنچه‏درباره فاطمه در روایات نیامده را مى‏توان با عنایت‏به اخبار مربوط به امام‏رضا(ع) دریافت.

یكى از این دست روایات را حاج سید نصرالله مستنبط به نقل ازكتاب «كشف اللئالى‏» اینگونه ذكر مى‏كند: روزى گروهى از شیعیان وارد مدینه‏شدند تا سوالهاى خود را از امام موسى(ع) بپرسند.
این كار روش معمول در تمام‏بلاد اسلامى بود كه سالیانه یا در اوقات مشخص از سال گروهى را راهى مى‏كردند تاسوالهاى دینى، وظایف شرعى و وجوهات را نزد امام ببرند.

آن سال نیز چنین‏كاروانى از یكى از شهرها به مدینه آمده بود.كاروان پس از ورود به مدینه به‏سوى خانه امام راه افتادند به این امید كه هم سوالات خود را بپرسند و هم دیدارحضرت نصیبشان شود.هر چه نزدیكتر مى‏شدند، شوق دیدار افزونتر مى‏شد; تا اینكه‏جلوى در خانه حضرت رسیدند.در زدند و اجازه ورود خواستند; به آنان اطلاع دادندكه امام در مسافرت است.

اندوه فراوان از اینكه نه امام را دیده‏اند و نه پاسخ‏براى سوالات خود یافته‏اند، رنج‏سفر را دوچندان كرد.هر چند دلشان‏نمى‏خواست، ولى باید خداحافظى مى‏كردند و این كار را هم كردند.اسباب و اثاث خودرا جمع كرده، عزم بازگشت نمودند.هواى مدینه سوزان بود و اینك براى كاروان‏ناكام سوزانتر مى‏نمود.گویى پاهایشان از آن خودشان نبود.دختركى شیرین زبان وخوش سیما از منزل امام سكوت سنگین كاروانیان را در هم شكست.

او سوالها را ازآنان گرفت و با دقت تمام پاسخ یكایك نامه‏ها را نوشت و نامه‏ها را دوباره به‏آنان بازگرداند.مردان بزرگ كاروان كه شاید هفتاد سال از عمرشان را در این‏درگاه به مریدى گذرانده بودند، هرگز چنین صحنه‏اى را به یاد نداشتند، كودكى هشت‏یا نه ساله چگونه مى‏توانست جواب سوالهاى فقهى را بدهد! آنان در دل مى‏گفتند: جواب این سوالها اگر آسان بود، همان علماى شهر مى‏دادند.

سوالها اینقدر پیچیده‏بود كه ما نزد امام آوردیم.سبحان الله عجب خاندان پاكیزه‏اى.شیعیان خسته از سفر این بار با خوشحالى خاطره‏اى شگفت كه خستگى سفر از یادشان‏برده بود، از اهل بیت‏خداحافظى كردند و در میان نسیم لطیفى كه از جانب مسجدپیامبر(ص) مى‏وزید، آن خانه را ترك كردند.

خانه‏اى كه مدتى پیامبر(ص) در آن‏زندگى كرده بود و هنوز خاطره حضورش براى اهل خانه و مردم مدینه زنده بود.شیعیان كم كم از مدینه خارج شدند.مردى، از فاصله دور سوارى را دید، او راشناخت او امام موسى بن جعفر(ع) بود.وقتى نزدیكتر رفتند سیماى امام را همه‏كاروانیان شناختند بى‏درنگ پیاده شدند و شتابان نزد ایشان رفتند.خاطره دخترك‏ذهن همه را به خود مشغول كرده بود.

به این جهت در لحظات اولیه برخورد با امام‏داستان خود را با شور و شادى تمام بازگو كردند و دستخط دخترك را هم نشان‏دادند.امام تا نامه را گشود، سیمایش از شادى شكفته شد.لبخند ملیحى بر لبانش‏نقش بست، صورتش را به سوى شیعیانش را برگرداند و با همان لبخند آسمانى سه‏بار فرمود: «فداها ابوها»: پدرش به فدایش.

این روایت‏بر تسلط فاطمه معصومه(س) دختر خردسال موسى بن جعفر به مسائل سخت‏ولاینحل فقهى و دینى اشاره دارد.
درباره سند روایات على اكبر مهدى پور مى‏نویسد: این داستان جالب و پر ارج را مرحوم «مستنبط‏» از كتاب «كشف اللئالى‏»;تالیف دانشمند نامى شیعه در قرن نهم; ابن العرندس; متوفاى حدود 840 ه.

ق‏نقل فرموده است.این كتاب به طبع نرسیده و نسخه خطى آن در كتابخانه شوشتریهاى‏نجف اشرف است كه ما دسترسى به آن نداریم.البته عوامل دیگرى در رشد شخصیت فاطمه معصومه(س) موثر بوده است كه از جمله‏آنها اوضاع سیاسى عصر پدر و برادر است.در دورانى كه پدر به شهادت رسید ومنصب ولایت‏به برادرش على بن موسى الرضا(ع) تفویض شد.اختلاف بین برادران دیگربه شدت قوت گرفت و آنان برخى با گستاخى تمام در مقابل برادر ایستادند.
برادرانى كه از مادران دیگر بودند.

اما فاطمه معصومه(س) در بین این كشاكشهاى ‏تفرقه برانگیز هرگز از موضع دفاع از ولایت رضوى، عقب ننشست، بلكه از شدت علاقه‏به برادر، در پى آن حضرت روانه ایران مى‏شود.


سه شنبه 20 مهر 1389

پیامک ( اس ام اس ) ولادت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :اسلامی ،

برآیینه جمال داور صلوات
بر روشنی چشم پیمبر صلوات
برحضرت معصومه فروغ سرمد
بر دسته گل موسی جعفرصلوات
 

میلاد نور دیده رضا، کعبه دل‏ها، حضرت معصومه علیهاالسلام خجسته باد!
 

معصومه جان! عطر میلاد تو، چون نسیم بهشتی است که مشام دل‏ها را می‏نوازد؛ میلادت مبارک!
 

معصومه جان! میلادت چون شکوفه‏های بهاری، به جان‏های مشتاق، طراوت می‏بخشد.
 

میلاد بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا، حضرت معصومه علیهاالسلام مبارک باد!
 

به یمن میلادت، ذره ذره نور می‏شویم و قطره قطره حضور، و دل را به سرای کرامتت دخیل می‏بندیم تا در روز مقدس تولد تو با دست‏های پاکت تطهیر شویم.
 

بانویم معصومه علیهاالسلام ! میلادت، نور به چشم‏ها می‏پاشد و سرور به دل‏ها؛ و رایحه بهشتی‏ات، مشام دل را با عطر خوش حضور می‏نوازد؛ میلادت مبارک!
 

حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) دیده به جهان گشود و در بوستان معنویت، نسیم سبز بشارت وزیدن گرفت.
 

معصومه فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگین ایران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد .
 

بانویم معصومه علیهاالسلام! نگاه معصومانه‏ات، امید را در دل خسته زمین می‏رویاند و رایحه پاک بهشتی‏ات، نسیم را به وجد می‏آورد.
 

آسمان چشم گشاده تا از انوار الهی معصومه اهل بیت نورانی شود و ظرف دلش را پر از پرواز فرشتگان سازد.
زمین دل گشوده تا همه عطشش را با کرامت کریمه اهل بیت سیراب سازد.
زمان، هروله می‏کند تا هلال ذیقعده را در آغوش کشد و از خبر ولادتِ نوری از انوار ولایت در مهد امامت و وصایت، سرشار شور و مستی شود.
سلام بر دیدگان معصومی که عصمت، ناخدای دریای نگاهش بود.
 

سلام بر تو، بانوی آب‏ها و آیینه‏ها!
سلام بر تو، زیباترین مطلع غزل‏های عاشقی!
سلام بر نجابت دست‏ها و کرامت نگاه‏هایت!
«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطمة معصومه»
 

روز میلاد توست و تو روشنی به ما هدیه می‏دهی و ما با دستانی پر از روشنی، از این حُسن بازمی‏گردیم؛ با دل‏هایی که در حوضچه چشمانمان با آب دیده تطهیر شده است.
روز میلاد تو هر روز در ما تکرار می‏شود، ای تکرار روشنی در روح و روان ما!
 

مژده باد طلوع تو ای معصومه زکیّه که بارقه شهاب تو، روشنایی دیگر در شب‏های مناجات اهل زمین است.
 

معصومه، یعنی قداست مریم و عصمت فاطمه و ادامه قصه غصه‏های زینب در جست‏وجوی برادر.
 

خجسته باد میلاد بانوی قدسیه مطهره، فاطمه معصومه علیهاالسلام که بارگاه نورانی‏اش محل دایمی نزول فرشتگان بر زمین و دروازه بهشت است.
 

بانویم معصومه (ع)! شرافتِ زن در یاد توست، آن‏هنگام که قدسیان بر گلدسته‏های نورانی‏ات سلام می‏فرستند.
 

آیتی از خداست معصومه(علیها السلام)
لطف بی‏انتهاست معصومه(علیها السلام)
 

ای مظهر عصمت خدا معصومه
کن مرحمتی به سوی ما معصومه
ازما تورضا باش به جان زهرا
ای نام برادرت رضا،معصومه
 

آنکه قبرش به قم سنگر عصمت است
بهرایرانیان باعث رحمت است
ماهمه ریزه خوار، او ولی نعمت است
مظهر عصمت کبریا خوش آمد
 

ای روح محبت که به قم قائمه ای
یادآور زهد و عفت فاطمه ای
معصومه و خواهر محبوب رضا
اوعالم اهلبیت و تو عالمه ای
 

بپوشانید چشم ای اهل معنا
که آید عصمت باری تعالی
خدا افزوده لطف خود به مردم
که آید حضرت معصومه درقم
 

ای که به قم قدر و بها داده ای
کشور ما را تو صفا داده ای
نام تو بر قلب صفا می دهد
روضه تو بوی رضا(ع)می دهد
میلاد مسعود حضرت فاطمه معصومه(س) بردوستداران حضرتش مبارکباد.
 

امام رضا(علیه السلام)فرمودند: كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زیارت كند پاداش او بهشت است.
 

بارگاهی که به شهر قم به پاست،
هم برای نجف هم کربلاست،
خاک اورا غرق بوسه می کنم،
چون که جای پای اربابم رضاست.
 

یا رب چه قشنگ است و چه زیبا حرم قم
چون جنت اعلا، حرم محترم قم
بانوی جنان، اخت رضا، دختر موسی
دردانه زهرا و ملائك خدم قم
این مژده بس او را كه بهشت است جزایش
هر كس كه زیارت كندش در حرم قم
 

اى دختر و خواهر ولایت
آیینه مادر ولایت
بر ارض و سما ملیكه در قم
آرام دل امام هفتم
معصومه به كتیبه و به عصمت
افتاده به خاك پایت عفت
گفتند و شنیده اند ز آغاز
كز قم به جنان درى شود باز
حاجت نبود مرا برآن در
قم باشدم از بهشت بهتر
قم قبله خازن بهشت است
این جا سخن از بهشت، زشت است
 

شهر قم یک گل به نام حضرت معصومه دارد
این شرف را شهر قم با حضرت معصومه دارد
شهر ما سرمست گشته از شمیم عطر کویش
یک جهان عطر مصفا حضرت معصومه دارد
هر که شد مهمان به قم از فیض اولبریز گشته
این کرامتها به دلها حضرت معصومه دارد
من چه گویم از محبت ، از وفا ، از عشق بانو
یک بغل فیض معلا ، حضرت معصومه دارد
 

امام جواد (علیه السلام) فرمودند: كسى كه عمه ام را در قم زیارت كند پاداش او بهشت است .
 

خاك قم گشته مقدس ازجلال فاطمه
نورباران گشته این شهرازجمال فاطمه
گرچه شهر قم شده گنجینه علم و ادب
قطره اى باشد ز دریاى كمال فاطمه
 


 

http://www.hawzah.net
http://www.masoumeh.com
 
http://www.eteghadat.com

http://multi-download.com

http://www.irc.ir


سه شنبه 20 مهر 1389

جغرافیاى تاریخى هجرت حضرت معصومه(سلام الله علیها)

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :اسلامی ،دانستنیها ،تاریخی ،

اوضاع سیاسى و فرهنگى آن عصر

- دولت عباسى گروههاى مختلف فكرى و سیاسى چون شیعیان، عباسیان و خوارج با امویان مخالف بودند و مخالفت گروههایى چون شیعه امامیه به سالهاى آغازین عصر خلافت مى‏رسید.
به شهادت رساندن امامان شیعه موج خشم و نفرت را در میان شیعیان به حركت درآورده بود و گاه این حركتها به صورت قیامهایى علیه خاندان اموى خودنمایى مى‏كرد.
عباسیان كه به صورت خزنده حیات سیاسى خود را در دوره خلافت امویان شروع كرده بودند با دو پشتوانه دینى و دنیایى حكومت را به دست گرفته و احزاب مدعى را یكى پس از دیگرى بركنار كردند.

سابقه دنیایى آنها، اتكاء به سابقه اشرافیت قریشى بود كه ریشه در پیمان سیاسى و تجارى یك قرن گذشته اعراب داشت و سابقه دینى آنها، اتصال به خاندان نبوت و وراثت فاطمى و علوى بود كه در دل مردم مؤمن حجاز و عراق و یمن و ایران ریشه دوانده بود.

عباسیان از خاندان عموى پیامبر، «عباس‏» بودند و از خاندان مكى «هاشم‏» محسوب مى‏شدند، همین سبب ادعاى حقانیت‏خود را بر خلافت در چشم مؤمنان مى‏آراستند، حال آنكه بنى‏امیه از این امتیاز محروم بودند.

با این همه پس از استقرار حكومتشان با علویان همان رفتارى را نمودند كه پیش از آنها خاندان اموى كرده بود.
خلفاى معاصر حضرت معصومه(س) حضرت فاطمه معصومه(س)، دخت گرامى امام موسى كاظم(ع) در سال‏173 هجرى تولد یافت و دولت عباسى از سال 132 هجرى با به خلافت رسیدن ابوالعباس سفاح بوجود آمد و تا سال‏656 هجرى ادامه داشت.

از این رو تمامى حیات حضرت معصومه(س) در دوره خلافت عباسیان بوده، بر خلاف امام كاظم(ع) كه زوال حكومت اموى را شاهد بوده است.
 

خلفاى عباسى از آغاز حكومت تا انجام حیات حضرت معصومه(سلام الله علیها) به قرار زیر است:

1 - سفاح 132 هجرى
‏2 - منصور136 هجرى‏
3 - مهدى 158 ه.ق
‏4 - هادى‏169 ه.ق
‏5 - هارون الرشید 170 ه.ق
‏6 - امین‏193 ه.ق
‏7 - مامون 128 - 198 ه.ق

علامه سید جعفر مرتضى عاملى گوید: «عباسیان ناگزیر بودند كه میان انقلاب خود و اهل بیت‏خط رابطى ترسیم كنند به چند دلیل: نخست: آنكه بدین وسیله توجه فرمانروایان را از خویشتن به جاى دیگر منصرف مى‏ساختند.

دوم: آنكه مردم بیشتر به آنان اعتماد مى‏كردند و از پشتیبانیشان برخوردار مى‏گردیدند.

سوم: آنكه دعوت خود را بدین وسیله از ابتذال و برانگیختن شگفتى مردم مى‏رهانیدند.
چه اینان در سرزمینهاى اسلامى آنچنان از شهرت كافى برخوردار نبودند و مردم نیز براى هیچیك از آنان، بر خلاف علویان حق دعوت و حكومت را نمى‏شناختند.
از این رو با وجود علویان، دعوت عباسیان اگر به سود خودشان آغاز مى‏شد امرى فریب‏آمیز و باور نكردنى مى‏نمود.

چهارم: آنكه مى‏خواستند اعتماد علویان را نیز به خود جلب كنند و این از همه برایشان مهمتر بود.
چه مى‏خواستند، بدین وسیله رقیبى در میدان تبلیغ و دعوت نداشته باشند و نمایش اینكه دارند، به نفع علویان تبلیغ مى‏كنند، خود آنان را از تحرك باز دارند».
 

لیكن امام صادق(علیه سلام) مخالفت‏ خود را با دستگاه عباسى اعلام كرد، رشته سیاست را از دست‏خلیفه وقت‏خارج ساخته، خشم وى را به جان خرید.

امام صادق(علیه سلام) پس از استوارى حكومت منصور در جواب سؤال وى كه چرا به دربار عباسى رفت و آمد نمى‏كند فرمود: «ما كارى نكرده‏ایم كه به جهت آن از تو بترسیم و از امر آخرت پیش تو چیزى نیست كه بدان امیدوار باشیم و این مقام تو در واقع نعمتى نیست كه آن را به تو تبریك بگوییم و تو آن را مصیبتى براى خود نمى‏دانى كه تو را دلدارى بدهیم، پس پیش تو چكار داریم؟»

حكومت ‏بر سرزمین پهناور اسلامى چنان منصور را مغرور كرده بود كه مبانى سیاسى خلافت عباسى را به فراموشى سپرد و پیشواى علویان و امام شیعیان را به شهادت رساند.

قیام علویان موضعگیرى امام صادق(علیه سلام) و عكس العمل منصور، علویان را با فتنه سیاست‏بازان عباسى آشنا ساخت و پرده از پنهانكارى آنها برداشت.
از این رو قیام علویان در مصر موسوى رو به اوج نهاد و مخالفت‏ با خلافت عباسى فراگیر شد.

برخى از قیامهاى عصر عباسى به قرار زیر است:

1 - قیام محمد بن ‏عبدالله محض (عصر امام صادق - 145 ه)
2 - قیام ابراهیم بن ‏عبدالله محض (عصر امام صادق - اول رمضان 145 ه)
3 - فراخوانى على‏ بن ‏عباس بن‏حسن (عصر موسوى)
4 - قیام فخ به رهبرى حسین بن‏على بن‏حسن مثلث(عصر موسوى،169 ه)

در قیام فخ برخى از شخصیتهاى هاشمى و غیر هاشمى به شهادت رسیدند و بعضى چون «یحیى بن‏عبدالله بن‏حسن‏» و «ادریس بن‏عبدالله بن‏حسن‏» به ایران و مصر رفتند تا به خونخواهى رهبر قیام فخ قیامهاى دیگرى برپا دارند.

هر چند یحیى در كار خود توفیق نیافت و پس از هجرت به منطقه «دیلم‏» به بغداد فراخوانده شد و به شهادت رسید، ولى ادریس از مصر به مراكش رفت و حكومت ادریسیان را بنا نهاد كه تا دو قرن دوام آورد.
حكومتى كه به قول محمد جواد مغنیه نخستین حكومت‏ شیعه شناخته شد.

موقعیت علمى و منابع مالى قیام كنندگان عموم رهبران قیام در عصر موسوى و برخى از پیروان آنها از شاگردان مكتب امام صادق(ع) و شخصیتهاى برجسته علمى مذهبى عصر خود بودند كه به پارسایى زندگى مى‏گذراندند.

فهرست ‏شمارى از شخصیتهاى انقلابى مكتب جعفرى به ترتیب زیر است:

1 - ابراهیم بن‏ عبدالله محض‏
2 - محمد بن‏عبدالله محض
‏3 - حسین على، رهبر قیام فخ
‏4 - سلیمان بن‏عبدالله
‏5 - یحیى بن‏عبدالله بن‏حسن، صاحب دیلم و مرد شماره 2 قیام فخ
‏6 - ادریس بن‏عبدالله بن‏حسن، پایه‏گذار حكومت ادریسیان

با توجه به این نكته كه قیام ‏كنندگان عصر موسوى خود از عالمان دینى محسوب مى‏شدند كه مكتب امام معصوم (ع) را درك كرده، از آن بهره برده و آنگاه اقدام به قیام علیه عباسیان نموده بودند و تایید آنها چون قیام فخ و گسترش آیین وكالت و پذیرش هدایاى خلفاى جور از سوى امام كاظم(ع)، ما را به این نكته هدایت مى‏كند كه منابع مالى قیام‏كنندگان علاوه بر غنایم جنگى، كمكهاى مالى امام(ع) بوده است.

شیخ صدوق نقل مى‏كند زمانى كه امام كاظم(ع) نزد هارون الرشید حاضر شده هارون غضب خود را پنهان كرد و به دلجویى امام پرداخت و پرسید: چرا به دیدار ما نمى‏آیى؟ امام فرمود: پهناورى كشورت و دنیا دوستى تو مانع از آن مى‏شود.
پس از آن هارون‏الرشید هدایایى به آن حضرت داد و امام در رابطه با قبول هدایا فرمود: «به خدا قسم، اگر من در فكر تزویج افراد مجرد خاندان ابوطالب نبودم كه تا نسل او براى همیشه قطع نشود، هرگز این هدایا را نمى‏پذیرفتم‏».

از طرفى وقتى ائمه طاهرین(ع) مى‏خواهند اصحاب خود را توثیق نمایند از عبارت «حزب آبائى‏» و «من حزبنا» استفاده مى‏كنند.
چنانكه امام رضا(ع) در توثیق اسماعیل بن خطاب و صفوان بن‏یحیى فرمایند:
«رحم الله اسماعیل بن‏الخطاب، رحم الله صفوان، فانهما من حزب آبائى و من كان من حزبنا ادخله الله الجنة‏».

به سبب اینكه قیام‏كنندگان ولایت ائمه طاهرین(ع) را پذیرفته و ائمه پیروى آنها را تایید كرده‏اند، در ردیف افراد حزب آنها، كه همان حزب الله است داخل شده‏اند.
پیشوایان دینى نیز سرپرستى آنها را پذیرفته و منابع مالى آنها را هم تامین مى‏كنند.

از این رو امام كاظم(ع) حتى هدایاى خلفاى جور را مى‏پذیرد تا به خاندان ابوطالب رساند، خاندان پرشور شیعه‏اى كه قیامهاى عصر موسوى را برپا مى‏نمایند.

وكلا و كارگزاران امام كاظم(ع) امام كاظم(ع) براى سامان بخشى به نظام فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى جامعه شیعه و انسجام امت اسلامى، وكلا و كارگزارانى را در مناطق مختلف كشور پهناور اسلامى قرار داده بود تا جهان تشیع در زیر لواى سازماندهى واحد با امام علیه السلام در ارتباط باشند.
این ارتباط موجب مى‏شد تا امام بتواند به سؤالات مستحدثه پاسخ گوید، مسائل مالى چون پرداخت وجوهات از طریق وكلا به آسانى صورت پذیرد و نظام اقتصادى شیعیان سامان یابد.

برخى از این وكلا كه از اصحاب خاص امام كاظم(ع) شمرده مى‏شوند، به قرار زیر هستند:

1 - اسامة بن حفص
‏2 - ایوب بن نوح
‏3 - نضر بن قابوس‏
4 - عبدالرحمن بن حجاج‏
5 - عبدالله بن جندب بجلى‏
6- على بن مهزیار
7 - على بن یقطین

شهر آرمانى غدیر

با توجه به توسعه سازمان وكلا در عصر موسوى و قیامهاى مورد تایید مقام ولایت، هارون الرشید و دستگاه خلافت‏ بیمناك شدند.

آنها مى‏دانستند كه امام هارون را غاصب خلافت پیامبر و زمامدارى جهان اسلام مى‏داند و اگر توان براندازى حكومت عباسى را داشته باشد، در آن تامل نخواهد كرد و با براندازى دولت عباسى، حكومت اسلاى بر مبناى اصول تعیین شده در فلسفه سیاسى اسلام را بنا خواهد نهاد.

قیام‏هاى پى‏درپى علویان نظام پوشالى عباسى و شعارهاى دروغین رژیم سفاك هارونى را بر ملا ساخته بود و سازمان وكلا این فرصت را مى‏داد تا امام براى آینده جهان اسلام اندیشه كند و در صدد مقابله با عباسیان برآید.

هارون در طى جلسات متعدد مسائلى را با امام كاظم(ع) در میان نهاد تا از اندیشه سیاسى امام آگاهى یابد.

روزى به آن حضرت گفت: حاضر است «فدك‏» را به او برگرداند.

امام فرمود: در صورتى حاضرم فدك را تحویل بگیرم كه آن را با تمام حدود و مرزهایش پس بدهى! هارون پرسید: حدود و مرزهاى آن كدام است؟ امام فرمود: اگر حدود آن را بگویم هرگز پس نخواهى داد.

هارون اصرار كرد و سوگند یاد نمود كه این كار را انجام خواهد داد.

امام در تعیین حدود آن فرمود: حد اولش: عدن، حد دوم آن: سمرقند، حد سوم: افریقا و حد چهارم آن نیز مناطق ارمنیه و بحر خزر است.

هارون كه با شنیدن هر یك از این حدود، تغییر رنگ مى‏داد و به شدت ناراحت مى‏شد، نتوانست‏خود را كنترل كند و با خشم و ناراحتى گفت: با این ترتیب چیزى براى ما باقى نمى‏ماند!
امام كاظم(ع) فرمود: مى‏دانستم كه نخواهى پذیرفت و به همین سبب از گفتن آن امتناع داشتم.

امام مجموع قلمرو اسلامى را حدود فدك معرفى كرد و با این بیان مشروعیت امامت و رهبرى اهل بیت عصمت(ع) و تصاحب غاصبانه آن از سوى خلفا را بر ملا ساخت.
روزى دیگر هارون، امام موسى كاظم(ع) را كنار كعبه دید، رو به امام كرده و گفت: «تو هستى كه مردم پنهانى با تو بیعت كرده، تو را به پیشوایى برمى‏گزینند؟»

امام فرمود:

«انا امام القلوب و انت امام الجسوم‏».
«من امام دلها هستم و تو پیشواى تن‏هایى‏».
 

زندانى شدن و شهادت امام كاظم(علیه سلام)

امام كاظم(علیه سلام) در زمان خلافت هارون دو بار زندانى شد.
مدت زندانى شدن آن حضرت در مرتبه اول مشخص نیست ولى در مرتبه دوم از سال‏179 تا183 هجرى قمرى یعنى مدت چهار سال در زندان بود كه به شهادت ایشان منجر شده است.

تاكید رسول اكرم(صلوات الله علیه و اله) بر اینكه امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرزندان اویند، موجب شكوه و عظمت اهل بیت در میان مسلمانان شد.
چنانكه روایات زیادى در باره نهادى شدن بزرگداشت اهل بیت(علیهما سلام) در جوامع روایى شیعیان و اهل سنت آمده است.
از جمله حدیث ثقلین و حدیث‏سفینه كه از طریق دهها راوى نقل شده است.

عباسیان در مقابل این مقام الهى اهل بیت(ع) كه شایستگى آنها را براى امامت و خلافت‏به اثبات مى‏رساند، خود را بنى اعمام رسول خدا(ص) دانسته و اینگونه استدلال مى‏كردند، زمان رحلت پیامبر(ص)، عباس عموى او زنده بود و با وجود او حقى براى فرزندان عموهاى دیگر رسول خدا(ص) باقى نمى‏ماند.
حال آنكه شیعه براى اثبات امامت هرگز به قانون وراثت توجهى نداشت.

بلكه نصوص وارده از پیامبر و امام سابق در رابطه با تعیین امام بعدى را شرط امامت ائمه اثنى‏عشر مى‏دانست.
دولت عباسى سعى داشت‏حسنین و فرزندان آنها را، فرزندان على‏بن‏ابیطالب(ع) قلمداد نمایند و اذهان مردم را از اهل بیت‏به خود متوجه سازند.
ابن‏اثیر سبب زندانى شدن امام كاظم(ع) را اینگونه نقل مى‏كند: هارون الرشید در رمضان‏179 ه.ق

به مقصد حج عمره به مكه مى‏رفت كه در سر راه خود به مدینه آمده و وارد روضه رسول خدا(ص) شد پس از زیارت مرقد مطهر براى جلب توجه مردم در رابطه با نسب خویش به رسول خدا(ص) این چنین سلام داد: «السلام علیك یا رسول الله یابن عم‏» «سلام بر تو اى رسول خدا، اى پسر عمو».
در این هنگام موسى بن‏جعفر(ع) كه در آن مجلس حاضر بود، پیش آمده و خطاب به رسول خدا(ص) فرمود: «السلام علیك یا ابة‏» «سلام بر تو اى پدرم‏».
با شنیدن این سخن رنگ از رخسار هارون پریده و خطاب به امام كاظم(ع) گفت: «هذا الفخر، یا اباالحسن جدا» به واقع این مایه افتخار است‏یا اباالحسن، و سپس دستور توقیف آن حضرت را صادر كرد.

امام از زندانى به زندان دیگر انتقال یافت و به سبب فضایل اخلاقى زندانبانان را تحت تاثیر قرار داد تا در بیست و پنجم رجب سال‏183 هجرى قمرى در زندان سندى بن‏شاهك به شهادت رسید.

و در باب التین بغداد مقبره قریشى‏ها به خاك سپرده شد.
 

حضرت معصومه(سلام الله علیها) در عصر شهادت پدر

حضرت فاطمه معصومه(س) در سال‏173 هجرى قمرى به دنیا آمد و حضرت امام موسى كاظم(ع)183 هجرى به شهادت رسید، از این رو حضرت معصومه(س) در عصر شهادت پدر بزرگوارش ده سال و برادر ارجمندش حضرت امام رضا(علیه سلام) سى‏ و پنج‏ سال داشتند.

در میان خاندان طهارت و امامت فرزندان توسط بزرگان خانواده آموزش داده مى‏شدند و علوم الهى را از پدر، مادر و برادر فرا مى‏گرفتند.
در عصر موسوى نیز این سیره حسنه ادامه داشت و حضرت معصومه(س) از همان دوران كودكى به آموزش علوم دینى مى‏پرداخت.

استعداد ذاتى، طهارت روح و برخوردارى از استادان معصوم كه از علوم الهى بهره وافى دارند، وى را به مرحله‏اى از كمال علمى رساند كه روزى جمعى از شیعیان وارد مدینه شدند و تعدادى پرسش در نامه‏اى نوشته و به خاندان امامت‏ بردند.

حضرت موسى بن‏جعفر(ع) در سفر بود و امام رضا(ع) در مدینه تشریف نداشت.

هنگامى كه آن گروه از مدینه قصد عزیمت داشتند، از اینكه خدمت امام رضا(ع) نرسیده بودند و دست‏خالى بدون پاسخ به سؤالات علمى و دینى خویش به وطن برمى‏گشتند، بسیار اندوهگین بودند.

حضرت فاطمه معصومه(س) كه در آن ایام هنوز به سن بلوغ نرسیده بود، از مشاهده غم و اندوه آنان متاثر شده و پاسخ پرسشهاى آنان را نوشت و به آنها عنایت فرمود.
شیعیان مدینه را با سرور و شادى ترك كردند، در بیرون مدینه با امام كاظم(ع) مواجه شده و واقعه را به اطلاع حضرت رساند و دستخط حضرت معصومه(س) را به امام ارائه دادند.
حضرت امام كاظم(ع) پس از مطالعه جواب سؤالات، شادى و ابتهاج خود را با این جمله بیان فرمودند: «فداها ابوها; پدرش به فدایش‏».

از این رو حضرت معصومه(س) در عصر رضوى علاوه بر اینكه از خاندان امام كاظم(ع) شناخته مى‏شد، از بانوان دانشمند، محدثه و پارساى عصر خویش محسوب مى‏گشت و با وجود ناآرامى‏ها و ناملایمات فراوان چهار روایت از آن بانوى مكرمه به دست ما رسیده كه در محور اصول اعتقادى شیعه و تاكید به وصایت‏حضرت امیرالمؤمنین و تثبیت جایگاه غدیر در فرهنگ تشیع است.


سه شنبه 20 مهر 1389

ویژگیهاى حضرت معصومه (سلام الله علیها)

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :دانستنیها ،اهل بیت(ع) ،اسلامی ،

هادى دانشور
 

تعداد امامزادگان شایسته تعظیم و تجلیل در «دار الایمان قم‏»كه بر فراز قبور مطهرشان گنبد و سایبان هست ‏به چهارصد نفرمى‏رسد.

در میان این چهار صد اختر تابناكى كه در آسمان قم نورافشانى ‏مى‏كنند، ماه تابانى كه همه آنها را تحت الشعاع انوار درخشان‏ خود قرار داده، تربت پاك شفیعه محشر، كریمه اهل‏بیت ‏پیغمبر(علیهم السلام)، دخت گرامى موسى بن جعفر، حضرت معصومه(س)مى‏ باشد.

پژوهشگر معاصر، علامه بزرگوار، حاج محمدتقى تسترى، مولف قاموس ‏الرجال مى‏ نویسد: «درمیان فرزندان امام كاظم(ع) با آن همه كثرتشان بعد از امام ‏رضا(ع)، كسى همسنگ حضرت معصومه(س) نمى‏باشد.

محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمى به هنگام بحث از دختران حضرت موسى بن‏ جعفر(ع)، مى ‏نویسد: «برحسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه، فاطمه ‏بنت امام موسى(ع)، معروف به حضرت معصومه(س) است.

بررسى ‏شخصیت‏ برجسته و فضایل گسترده حضرت معصومه(س) در این صفحات‏ نمى ‏گنجد.

در این نوشته به برخى از ویژگیهاى آن خاتون دوسرا اشاره مى‏ كنیم:

1- شفاعت گسترده

بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامى اسلام است كه در قرآن‏كریم از آن به «مقام محمود» تعبیر شده است.

و گستردگى آن باجمله بلند: (ولسوف یعطیك ربك فترضى) بیان گردیده است.

همانا دو تن ازبانوان خاندان رسول مكرم شفاعت گسترده‏اى دارند كه بسیار وسیع‏و جهان شمول است و مى‏تواند همه اهالى محشر را فراگیرد: 1- خاتون محشر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا سلام الله‏علیها.
 

2- شفیعه روزجزا

در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا سلام الله علیها همین بس كه‏شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج پیك وحى طاقه‏ابریشمى از جانب پروردگار آورد كه در آن، جمله «خداوند مهریه ‏فاطمه زهرا را شفاعت گنهكاران از امت محمد(ص) قرار داد.» باكلك تقدیر نقش بسته بود.
این حدیث از طریق اهل سنت نیز آمده است.

بعد از فاطمه زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگى شفاعت،هیچ كس و حد اقل هیچ بانویى به شفیعه محشر، حضرت معصومه ‏دخت موسى بن جعفر سلام الله علیها نمى‏رسد، كه امام به حق‏ناطق، حضرت جعفر صادق(ع) در این رابطه مى‏فرماید: «تدخل بشفاعتها شیعتناالجنه باجمعهم‏»: «با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت مى‏شوند.»

3- عصمت

بر اساس روایتى كه مرحوم سپهر در «ناسخ‏» از امام رضا(ع)روایت كرده، لقب «معصومه‏» را به حضرت معصومه، امام هشتم‏اعطا كرده‏اند.
طبق این روایت امام رضا(ع) فرمود: «من زار المعصومه بقم كمن زارنى‏» «هركس حضرت معصومه را درقم زیارت كند، همانند كسى است كه مرا زیارت كرده باشد.»
این ‏روایت را مرحوم محلاتى نیز به همین تعبیر نقل كرده است.

با توجه به این كه عصمت‏به چهارده معصوم(علیهم السلام) منحصرنیست، بلكه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند.
و علت اشتهار حضرت رسول اكرم، فاطمه زهرا و امامان(علیهم‏السلام) به «چهارده معصوم‏» آن است كه آنها علاوه بر مصونیت ازگناهان صغیره و كبیره، از «ترك اولى‏» نیز كه منافات با عصمت‏ندارد، پاك و مبرا بودند.

مرحوم مقرم در كتابهاى ارزشمند: «العباس‏» و «على الاكبر» دلائل عصمت‏حضرت ابوالفضل و حضرت ‏على ‏اكبر(علیهماالسلام) را بر شمرده‏ است.
و مرحوم نقدى در كتاب‏«زینب الكبرى‏» از عصمت‏حضرت زینب سلام الله علیها سخن‏ گفته است.
و مولف «كریمه اهلبیت‏» شواهد عصمت‏حضرت معصومه(س)را بازگو نموده است.

و با توجه به این كه حضرت معصومه(س) نام شریفشان «فاطمه‏»است و در حال حیات به «معصومه‏» ملقب نبودند، تعبیر امام(ع)دقیقا به معناى اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف:«تعلیق حكم به وصف مشعر بر علیت است‏» دلالت‏حدیث‏شریف برعصمت آن بزرگوار بى‏تردید خواهد بود.

4- فداها ابوها

آیت الله سید نصر الله مستنبط از كتاب «كشف اللئالى‏» نقل ‏فرموده كه روزى عده‏اى از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسشهایى‏ داشتند كه مى‏ خواستند از محضر امام كاظم(ع) بپرسند.

امام(ع) درسفر بودند، پرسشهاى خود را نوشته به دودمان امامت تقدیم‏نمودند، چون عزم سفر كردند، براى پاسخ پرسشهاى خود به منزل ‏امام(ع) شرفیاب شدند، امام كاظم(ع) مراجعت نفرموده بود و آنهاامكان توقف نداشتند، از این رو حضرت معصومه(س) پاسخ آن پرسشهارا نوشتند و به آنها تسلیم نمودند، آنها با مسرت فراوان ازمدینه منوره خارج شدند، در بیرون مدینه با امام كاظم(ع) مصادف‏شدند و داستان خود را براى آن حضرت شرح دادند.

هنگامى كه امام(ع) پرسشهاى آنان و پاسخهاى حضرت معصومه(س) راملاحظه كردند، سه بار فرمودند: «فداها ابوها» «پدرش به قربانش باد.
با توجه به این كه ‏حضرت معصومه(س) به هنگام دستگیرى پدر بزرگوارش خردسال بود،این داستان از مقام بسیار والا و دانش بسیار گسترده آن حضرت‏ حكایت مى ‏كند.
 

5- بارگاه حضرت معصومه(س) تجلیگاه حضرت زهرا(س)

بر اساس رویاى صادقه ‏اى كه مرحوم آیت الله مرعشى نجفى(ره) ازپدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشى (متوفاى 1338 ه - ش) نقل مى ‏كردند، قبر شریف حضرت معصومه(س) جلوه ‏گاه قبر گم شده‏ مادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها مى ‏باشد.

آن مرحوم در صدد بود كه به هر وسیله‏ اى كه ممكن باشد، محل دفن‏ حضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد، به این منظورختم مجربى را آغاز مى‏ كند و چهل شب آن را ادامه مى ‏دهد، تا درشب چهلم به خدمت‏ حضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب مى‏ شود، امام(ع) به ایشان مى‏فرماید: «علیك بكریمه اهل البیت‏» «به دامن كریمه اهلبیت پناه ‏ببرید.»

عرض مى‏كند: بلى من هم این ختم را براى این منظور گرفته‏ام كه قبر شریف‏بى‏بى را دقیقا بدانم و به زیارتش بروم.
امام(ع) فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه درقم مى‏ باشد.

سپس ادامه داد: «براى مصالحى خداوند اراده فرموده كه محل دفن حضرت فاطمه‏ سلام الله علیها همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه راتجلیگاه قبرآن حضرت قرار داده است.هر جلال و جبروتى كه براى ‏قبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروت‏ را بر قبر مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است.»

6- پیشگوئى امام صادق(ع)

امام جعفر صادق(ع) در ضمن حدیث مشهورى كه پیرامون قداست قم به‏ گروهى از اهالى رى بیان كردند، فرمودند:
«تقبض فیها امراءه هى من ولدى، واسمها فاطمه بنت موسى، تدخل ‏بشفاعتها شیعتنا الجنه باجمعهم‏»
«بانویى از فرزندان من به‏نام «فاطمه‏» دختر موسى، در آنجا رحلت مى‏كند، كه با شفاعت اوهمه شیعیان ما وارد بهشت مى‏شوند.»

راوى مى‏گوید: من این حدیث ‏را هنگامى از امام صادق(ع) شنیدم كه حضرت موسى بن جعفر(ع)هنوز دیده به جهان نگشوده بود.

پیشگوئى امام صادق(ع) از ارتحال حضرت معصومه(س) در قم پیش ازولادت پدر بزرگوارش بسیار حائز اهمیت است و از مقام بسیار شامخ‏ آن حضرت حكایت مى‏ كند.
 

7- رمز قداست قم

در احادیث فراوانى از قداست قم سخن رفته، تصویر آن در آسمان‏ چهارم به رسول اكرم(ص) ارائه شده است.

امیرمومنان(ع) به اهالى قم درود فرستاده و از جاى پاى جبرئیل ‏در آن سخن گفته و امام صادق(ع) قم را حرم اهلبیت معرفى كرده و خاك آن را پاك و پاكیزه تعبیر كرده ‏است.

امام كاظم(ع) قم را عش‏ آل محمد (آشیانه آل محمد(ص)) نامیده و یكى از درهاى بهشت را از آن اهل‏ قم دانسته.

امام هادى(ع) اهل قم را «مغفور لهم‏»(آمرزیده) تعبیر كرده و امام حسن عسكرى(ع) از حسن نیت آنها تمجید كرده و با تعبیرات بلندى اهالى قم را ستوده است.

اینها و دهها حدیث دیگرى كه در قداست و شرافت قم و اهل قم ازپیشوایان معصوم به ما رسیده، فضیلت و عظمت این سرزمین را براى‏ همگان روشن مى‏ سازند، جز این كه باید دید راز و رمز این همه ‏شرافت و قداست چیست؟
حدیث فوق كه پیرامون ارتحال حضرت معصومه(س) به عنوان پیشگوئى‏ از امام صادق(ع) نقل شد، از راز و رمز آن پرده بر مى‏ دارد و روشن مى‏ سازد كه این همه فضیلت و شرافت، از ریحانه پیامبر، كریمه اهلبیت، مهین بانوى اسلام، حضرت معصومه(س) سرچشمه‏ مى ‏گیرد، كه در این سرزمین دیده از جهان فرو بسته، گرد و خاك ‏این سرزمین را توتیاى دیدگان حور و ملائك نموده است.
 

8- تنها خواهر امام هشتم

نجمه خاتون همسرگرامى امام كاظم(ع) تنها دو فرزند در دامان ‏خود پرورش داد و آنها عبارتند از:

1- خورشید فروزان امامت، حضرت على بن موسى الرضا(ع).

2- ماه تابان درج عصمت، حضرت معصومه(س).

محمد بن جریر طبرى، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجرى،براین واقعیت تصریح نموده است.

مدت 25 سال تمام حضرت رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پس‏ از یك ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره‏ اى تابان از دامن نجمه ‏درخشید كه هم سنگ امام هشتم(ع) بود و امام(ع) توانست والاترین ‏عواطف انباشته شده در سویداى دلش را بر او نثار كند.

بین حضرت معصومه(س) و برادرش امام رضا(ع) عواطف سرشار و محبت ‏زایدالوصفى بود كه قلم از ترسیم آن عاجز است.

در یكى از معجزات امام كاظم(ع) كه حضرت معصومه نیز نقشى دارد، هنگامى كه مرد نصرانى مى‏پرسد: «شما كه هستید؟» مى‏فرماید: «انا المعصومه اخت الرضا»
«من معصومه، خواهر امام رضا(ع)مى‏باشم»

این تعبیر از محبت ‏سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش ‏امام رضا(ع) و از مباهات او به این خواهر برادرى سرچشمه ‏مى ‏گیرد.


9- نامه دعوت

محبت و مودت این خواهر و برادر در سطح بسیار بالا بود، به طورى ‏كه مفارقت امام هشتم(ع) براى حضرت معصومه(س) بسیار سخت‏ بود، جدائى حضرت معصومه(س) نیز براى امام هشتم(ع) قابل تحمل نبود.

و لذا پس از استقرار امام هشتم(ع) در مرو، نامه ‏اى خطاب به ‏حضرت معصومه(س) مرقوم فرموده، آن را توسط غلام مورد اعتمادى به‏ مدینه ارسال نمود.

جالب توجه است كه حضرت رضا(ع) به غلام دستور داد كه در هیچ‏ منزلى توقف نكند، تا آن مرقومه را در اندك زمان ممكن به مدینه‏ منوره برساند.

حضرت معصومه(ع) نیز به مجرد دریافت دست ‏خط برادر، رخت ‏سفر بست ‏و خود را مهیاى سفر نمود.



سه شنبه 20 مهر 1389

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک باد بر شما

   نوشته شده توسط: دل نوشته    نوع مطلب :اسلامی ،اهل بیت(ع) ،


تعداد کل صفحات: 2 1 2